تبلیغات
فروشگاه ملیس شاپ - نوروز امسال مرگ احساساتم را رقم زد!

نوروز امسال مرگ احساساتم را رقم زد!

پنجشنبه 26 اسفند 1395 01:27 ب.ظنویسنده : ملیس شاپ

 
نوروز امسال مرگ احساساتم را رقم زد!

سال 95 را با هزار امید شروع کردم. 
با همه توانم برای تدام زندگیم تلاش کردم. 
خواستم من هم مثل مردهای دیگر همسر و پدری شاد، دارا و توانمند باشم. 
از این دنیا چیز زیادی نمی خواستیم. 
آبی از چشمه آب باریک زندگیمان برای شستشوی روحمان می خواستم.
آب چشمه ما جاری بود.
ولی افسوس که هر سال خشک تر می شد.
امسال بدتر از سالهای دیگر خشک تر شد.
علتش را نمی دانم ولی دیگر آبی برای ما نداشت.
انگار چشمه هم با من قهر بود.

دخترم می گفت: "بابا چندین سال مسافرت نرفتیم. میشه امسال پولهات رو جمع کنی ما هم مثل مردم مسافرت بریم. شده حداقل اطراف شهرمون رو بگردیم."
من هم می گفتم: "خدا بزرگه! نوروز امسال ما هم مسافرت میریم."
دخترم می گفت: "بابا امسال تو محرم دعا کردم حتماً بریم مشهد. قلبم بهم میگه حتماً میریم."
من هم می گفتم: "خدا بچه ها رو دوست داره. انشاا.. که می ریم مشهد."
پسرم می گفت: "ما که مثل همه یک ماشین داریم. چرا نمی ریم مسافرت. از وقتی دنیا اومدم تا حالا مسافرت نرفتیم."
من هم می گفتم: "عجله نکن. تو هم میری مسافرت. صبر کن عید بیاد با هم میریم مسافرت."
پسرم می گفت: "آبجی میگه مشهد خیلی قشنگه. تو تلویزیون هم بهم نشون داده. چرا ما نمی ریم؟"
من هم می گفتم: "آره عزیزم. مشهد خیلی قشنگه. امسال اگه خدا بخواهد تو رو هم میبرم تا از نزدیک ببینی."
همسرم می گفت: "بچه ها خیلی ذوق و شوق مشهد دارن امسال. خدا کنه بتونیم بریم."
من هم می گفتم: "اگه خدا بخواهد مشکلاتم امسال تموم میشه و ما هم میریم مشهد. حداقل می تونیم این اطراف شهرمون که بریم. چیزی نمونده. یکی یکی داره مشکلاتمون حل میشه."

ولی ته دلم می گفتم:"انگاری خدا با من قهره. فکر نکنم اتفاقی خیلی خوبی امسال بیفته. آخه کسی راضی نیست بابت زحمتام بهم پول بده. همینی که هم پول میدن فقط می تونه شکممون رو سیر کنه."

مگه من از این دنیا چی می خواستم.
یکم شادی.
مگه خیلیه!!!
من تو این دنیا ارزشش رو ندارم که خونوادم رو شاد کنم؟
مگه خیلیه!!!
چطور وقتی یارو داره از من مفت کار میکشه و داره پول درمیاره، من حق ندارم سهمی از این دنیا داشته باشم.
چطوریاست یارو پولش از پارو داره بالا میره، ولی به من که میرسه می گه باید همینطوری برام کار کنی.
هر وقتم که بگم پول بده، هزارتا آه و ناله میکنه.
چطور خونواده اون خونوادست ولی وقتی به ما میرسه هیچی به هیچی؟

امسال هم تموم شد.
کل پس اندازم هم تموم شد.
ماشین داشتم. 
الان اون رو هم ندارم.
فروختمش!!!
خرج زندگی خیلی بالاست.
چاره ندارم.

الان چهارشنبه سوریه.

همسرم با اون لبخندهای ژگوندش داره هزارتا فحش و بد و بیرا تو دلش بهم میگه.
الکی خوشه.
داره با بچه ها از رو آتیش میپره میگه رسممونه.
"بیایین شما هم بپرین."
ولی خوب میشناسمش.
الان ته دلش میگه:
" امسال هم لباس نو نداریم برا پوشیدن.
مسافرت پیشکشت!!!
ی ماشین داشتیم که اونو هم فروختی برا شکممون.
مسافرت و لباس هم پیشکشت!!!
ببین، مردای دیگه واسه زناشون دارن طلا هدیه میدن.
مسافرت و لباس و ماشین هم پیشکشت!!!
سال دیگه می خوایم چطوری سر کنیم.
مسافرت و لباس و ماشین و طلا هم پیشکشت!!! "

ته دل دخترمم که معلومه.
 با اون اشکای ریز ریزش که به هر بهونه داره میرزه.
می دونم برا چیه.
وقتی الکی داره داداش کوچیکش بهش تلنگر میزنه بی خودی گریه می کنه.
همش بهونس.
باباش پول نداره براش کاری بکنه.
آخه خستس.
باباش قول داده بود امسال ببرتش مسافرت.
الان حتی ماشین هم ندارن تو خیابونا الکی چرخ بزنن.
باباش مثل باباهای دیگه نداره خرج کنه.
نمی تونه به روی باباش بیاره ولی دلش شکستس.

پسرم که دیگه به باباش اعتماد نداره.
میگه بابام دروغگو هستش.
همیشه سر ما رو شیره میماله.

من هم که مثل دیونه ها.
حالی به حالی میشم.
گاهی داد میزنم.
گاهی میگم بنده خداها چه گناهی دارن.
من بی عرضم.
الکی می خندم.
ولی کاری نمی تونم انجام بدم.
نمی دونم مشکل کارم چیه.

اما انصاف هم خوب چیزیه.
ای کاش می شد واضح تر از این می گفتم.
ولی شما انصاف کنید.

اقلاً به فکر دیگران هم باشید.
من رو پیش خونوادم خجالت نکنید.

تا کی می خواهید افراد ضعیف رو زیر پاتون له کنید.
تا کی می خواهید دیگران براتون مفت کار کنن بعد پولشون رو ندید.

نوروز امسال مرگ احساساتم را رقم زد!

برچسب ها: درد دل ، نوروز 96 ، پیام نوروزی ،
دنبالک ها: سایت راهنمای دلفی ، نرم افزار دبیرخانه ، نرم افزار صدور فاکتور ، نرم افزار مدیریت هزینه ، نرم افزار دفتر تلفن ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 01:39 ب.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر